اگر یک بار دیگر می زیستم کمترسخن می گفتم و بیشتر گوش می سپردم.
...دوستانم را به شام دعوت می کردم بی آنکه نگران لکه هایی که بر فرش افتاده یا مبلی
که رنگ و رویش رفته است باشم. اگر یک بار دیگر می زیستم "دوستت دارم"های بیشتر و
"مرابخشید"های بیشتری می گفتم.
لیکن از هرآنچه گفتم مهمتر اگر یک بار دیگر زندگی می کردم هرلحظه آن را در چنگ می گرفتم
و به آن م نگریستم. هر لحظه را زندگی می کردم و هرگز آن را پس نمی دادم...
زندگی کوتاهتر از آن است که بگذاری از کنارت بگذرد...
زندگی تنها یک لحظه باماست.
پا نوشته: نظر عزیزترین دوستم که از بهترین جملاتی بود که شنیده بودم:
"لحظه ها را می گذرانیم تا به خوشبختی برسیم غافل از آنکه خوشبختی در آن
لحظه هایی بود که گذراندیم.
اینم به درخواست مینای مهتاب (دوست عزیز):
"يک فرشــــــــته داشت
می دويد توی کوچــــــــه های آســــــمان
روی سنگـــــفرش کهکـــــــشان
می دويد و هر کجا که می رسيد
با گچ ستاره ها
عکس يک شـــــــهاب می کشيد "
| + نوشته شده در 87/05/22 | توسط امیر |


