اهل شهرستانم
"نسبم شاید برسد"
به انشتن.نیوتن.یا که ارسطاطالیس!
اهل دانشگاهم
...من کتابم را وقتی می خوانم
که شده آخر "ترم"!
اهل خوابستانم!
خوابگاهم قفسی هست که نه تا ده تن
مثل من شب همه شب برکف آن می خوابند!
فکر من در پی امرار معاش
پی بگرفتن قرض از رفقا
یا پی وام زیک جای دگر
یاکه یک چیزدگر.گمشده است!
من نمی دانم. که چرا می گویند
هنر و کسب علوم
بهتراست یا ثروت؟
وچرا در کف دانشمندان پولی نیست؟
"جور دیگر باید دید"
علم را باید شست
پول را باید جست!
من بدهکارم!
بابت خرج غذا
بابت پول کتاب...
پا نوشته
۱: شعر مال مجید یغماییه
۲: ولی در کل برین درستونو بخونین...
| + نوشته شده در 87/05/14 | توسط امیر |



